الملا فتح الله الكاشاني
356
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و خوشنود شدند * ( بِالْحَياةِ الدُّنْيا ) * بزندگانى دنيا و پسنديدند او را * ( وَاطْمَأَنُّوا بِها ) * و آرام گرفتند بدان يعنى همت خود را بر لذات محسوسه و زخارف فانيه مقصور گردانيدند و از نعيم جنانى و لذات جاودانى غافل شدند و بر وجهى در دنيا مطمئن شدند و آرام گرفتند كه گويا هرگز ايشان را از آنها رحلت نخواهد بود و ندانسته كه لحظه بلحظه دست اجل طبل رحلت خواهد كوفت * ( وَالَّذِينَ هُمْ ) * و آنان كه ايشان * ( عَنْ آياتِنا ) * از آيات كتاب ما يا دلايل صنع ما * ( غافِلُونَ ) * ناآگاهان و بيخبرانند به جهت فرط انمهاك ايشان در آنچه ضد آياتست بدانكه عطف يا به جهت تغاير وصفين است و تنبيه بر آنكه وعيد متوجه است بر آنكه جامع ذهول است از آيات و انهماك در شهوات بر وجهى كه اصلا آخرت در خاطر او خطور نمىكند و يا به جهت تغاير فريقين كه مراد به اول منكر بعث باشد و مطمح نظر او مقصور بر زخارف دنيا و ثباتى شاغل بحب عاجل از تامل در اجل * ( أُولئِكَ ) * اهل ذهول و انهماك كه مذكور شدند و يا هر دو طريق كه سمت ذكر يافتند * ( مَأْواهُمُ النَّارُ ) * جاى بردن ايشان آتش دوزخ است * ( بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * به آنچه بودند كه كسب مىكردند يعنى مواظبة مينمودند بر معاصى كه آن كفر و شرك و نفاق است و ساير خطيئات و سيئات و بعد از ذكر ايعاد كافران بيان وعدهء مؤمنان ميفرمايد بقوله * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ) * بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند كارهاى شايسته * ( يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ ) * راه نمايد ايشان را پروردگار ايشان در آخرت * ( بِإِيمانِهِمْ ) * بسبب ايمان ايشان بسلوك سبيلى كه مؤدى ببهشت شود يا بادراك حقايق كما قال عليه السلام من عمل بما علم ورثه اللَّه علم ما لم يعلم و مفهوم ترتيب اگر چه دالست بر آنكه سبب هدايت ايمانست و عمل صالح لكن منطوق قوله بايمانهم دلالت مىكند بر آنكه ايمان علت مستقله است به جهت باء سببيه و عمل صالح در حكم تتمه و رديف است از مجاهد نقلست كه معنى يهديهم ربهم بايمان اينست كه يهديهم بالنور على الصراط يعنى بنور ايمان مهتدى شوند و بر صراط بگذرند و در خبر است كه رسول جبرئيل را گفت كيف تجوز امتى على الصراط امت من بر صراط چگونه بگذرند جبرئيل متوجه آسمان شد و بازآمد و گفت حقتعالى تو را سلام مىرساند و ميگويد كه اعلم انك تجوز الصراط بنورى و على بن ابى طالب يحوز الصراط بنورك و امتك تجوز الصراط بنور على و نور امتك من نور على و نور على من نورك و نورك من نور اللَّه يعنى خداى تعالى ميفرمايد كه تو بر صراط بنور من بگذرى و على بنور تو بگذرد و امت تو بنور على بر ان بگذرند نور امت تو از نور على است و نور على از نور تو و نور تو از نور خدا و در اثار واقع شده كه چون بنده مؤمن سر از قبر بردارد